عشق من

برای تو ای همه ی زندگیم



تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

hasti-r.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه 16 آذر ماه سال 1389ساعت 10:54 PM توسط الهه نظرات (0)|

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!


آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

نوشته شده در پنجشنبه 11 آذر ماه سال 1389ساعت 6:36 PM توسط الهه نظرات (0)|

hasti-ashegh.blogsky.com 

کلبه ای می سازم ...

پشت تنهایی شب

زیر این سقف سیاه

که به زیبایی دل تنهای تو باشد

پنجره هایش از عشق

سقفش از عطر بهار

رنگ دیوار اتاقش گل یاس

عکس لبخند تو را می کوبم

روی ایوان حیاط

تا که هر صبح اقاقی ها را

از تو سرشار کنم

همه ی دلخوشی ام بودن توست

  وچراغ شب تنهایی من

نور چشمان تو است

کاشکی در سبد احساسم

شاخه ای مریم بود

عطر آن را با عشق

توشه راه گل قاصدکی می کردم

که به تنهایی تو سربزند

تو به من نزدیکی و خودت می دانی

شبنم یخ زده چشمانم

در زمستان سکوت

گرمی دست تو را می طلبید...

نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر ماه سال 1389ساعت 08:26 AM توسط الهه نظرات (0)|

دیووووووووووووووووونه 

 

 

 

 

تنها انسان گریان نیست

 

من دیده ام پرندگان را

 

من برگ و باد و باران را گریان دیده ام

 

تنها انسان گریان نیست

 

تنها انسان نیست که می سراید

 

من سروده ها از سنگ ‚ نغمه ها از گیاهان شنیده ام

 

من خودم شنیده ام سرودی از باد و برگ

 

تنها انسان سرود خوان نیست

 

تنها انسان نیست که دوست می دارد

 

دریا و باران ‚ خورشید و کشتزاران یکسر عاشقانند

 

تنها انسان نیست

 

تنها انسان تنهایی بزرگ است

 

انسان مرگرای

 

اندیشه های مرگش ویرانگر...

نوشته شده در جمعه 21 آبان ماه سال 1389ساعت 7:38 PM توسط الهه نظرات (0)|

فروغنگاه نگاه کن که غم درون دیده ام 

 چگونه قطره قطره آب میشود  

چگونه سایه ی سیاه سر کشم 

 اسیر دست آفتاب میشود 

 نگاه کن  

تمام هستی ام خراب میشود 

 شراره ای مرا به کام میکشد  

مرا به اوج میبرد  

مرا به دام میکشد 

 نگاه کن 

 تمام آسمان من 

 پر از شهاب میشود  

 

 

 

تو آمدی ز دور ها و دور ها 

 ز سرزمین عطر و نور ها  

نشانده ای مرا کنون به زورقی 

 ز عاج ها ز ابر ها بلور ها 

 مر اببر امید دلنواز من  

ببر به شهر شعر هاو شور ها  

 

 

 

 به راه پر ستاره میکشانیم  

فرا نر از ستاره می نشانیم 

 نگاه کن 

 من از ستاره سوختم  

لبالب از ستارگان تب شدم 

 چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل 

 ستاره چین برکه های شب شدم  

 

 

 

 

 چه دور بود پیش از این زمین ما 

 به این کبود غرفه ها ی آسمان کنون  

به گوش من دوباره میرسد 

 صدای تو 

 صدای بال برفی فرشتگان  

 

 

 

 

نگاه کن که من کجا رسیده ام  

به کهکشان به بیکران به جاودان 

 کنون که امدیم تا به اوج ها  

مرا بشوی با شراب موج ها  

مرا بپیچ در حریر بوسه ات 

مرا بخواه در شبان دیر پا  

مرا دگر رها مکن 

 مرا از این ستاره ها جدا مکن 

 

 

 

 

 

 نگاه کن  

که موم شب به راه ما  

چگونه قطره قطره آب میشود  

صراحی سیاه دیدگان من 

 به لای لای گرم تو 

 لبالب از شراب خواب میشود 

 به روی گاهواره های شعر من  

نگاه من  

تو میدمی و آفتاب میشود  

.........نگاه کن من از ستاره سوختم............-فروغ-

 

                                            فروغ فرخزاد 


 تولدی دیگر 

قسمتی از شعر تولدی دیگر از فروغ فرخزاد و با دستخط او....

نوشته شده در سه شنبه 11 آبان ماه سال 1389ساعت 4:01 PM توسط الهه نظرات (1)|


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

آرشیو سایت

موضوعات سایت

پیوند ها

طراح قالب

امکانات سایت